جدیدترین مطالب
خانه » مقالات » نگاهی مختصر به تاریخ ادبیات ترکمن فیمابین دو قرن (XIX – XX) م.م

نگاهی مختصر به تاریخ ادبیات ترکمن فیمابین دو قرن (XIX – XX) م.م

grey - نگاهی مختصر به تاريخ ادبيات ترکمن فيمابین دو قرن (XIX – XX) م.ممقالات- مارقوش- چنانچه تاریخ ادبیات ترکمن را تا اواخر قرن هجدهم دروه کلاسیک ادبیات بنامیم،فیمابین دو قرن XIX-XX /م.م.، فیگورهای جدیدی با ایده های نو پا به عرصه تاریخ توأم با ادبیات میگذرانند و این امر معمول همان جامعه ایام خود است.

در آثار این فرهیختگان به مضامینی از قبیل استقلال، بیزاری از ظلم و ستم فئودال های تفنگدار، مبارزه جویی، مقاومت، عشق و انسانیت، مردانگی، کلا موضوعات و مفاهیم با مضامین سیاسی و اجتماعی در آن ها بفور دیده می شود. بسته به شرایط فرهنگی ایام خود بخشی از این آثار جمع شده و بخشی از آن هم سینه به سینه در بین مردم نقل و سپس به کتابت در می آمده است.
چنانچه با یک سیر اجمالی تاریخ ادبیات این دوره را تجسم کنیم, میراث های روحی فرهنگی ترکمن تا سال های ۱۹۴۰-۱۹۲۰ در یک میزان خاص خود پیشرفت کرده است. یکی از دلایل تنوع این ادبیات تأثیر زیست محیطی دوجانبه تمامیت ارضی جغرافیایی ترکمن ها بوده است.

بر این اساس که هر شاعری بخشی از زندگی و حیات خود را در سوی ترکمنستان جنوبی (ترکمن صحرای کنونی) یعنی در اترک- گرگان درشهرهای کومیش دپه، خوجه نفس, تنگلی, گرکز, بأش یوسغا, آق قلا, قارقی و امچالی و … طی کرده باشد، بخشی از حیاتشان را در دوره قبل از مرز بندی در جانب ترکمنستان شمالی(جمهوری ترکمنستان امروز), در شهر های از قبیل; آخال, داش اوغوز خیوه، بالقان، شاقدم، چلکن، اسنقلی(حسنقلی)، قیزیل اترک، غازانجیق، قیزیل آربات, طی کرده است. درزیر نام فیگورهای این قرن را بر میشماریم:
از جمله: یاغشی مأمد خان یمود اوغلی(۱۸۴۵- ۱۸۰۰-)، …، آلله قلی صایاتلی بنده قلی(۱۹۰۱-۱۸۱۳)، آلله قلی ییلقای، آلله بردی شاعیر(قیزیل آربات و قارابوغاز ثبتلرینده یاشاپ دیر.)، آمان نیاز، آنامنگلی شاعیر، محمد قوربان شاعیر، آناملا شاعیر، آشیرمأمد شاعیر، عاشیق چانگلی(۹۸-۱۸۸۹-۱۸۲۳)، آحمدآخونداف- گورنگلی(۱۹۴۳-۱۹۰۹)، بابانیاز، بایرام شاعیر(۱۹۴۸-۱۸۷۱)، بایری قاری(۱۹۳۸-۱۸۹۱)،

بگ ناظار، بنده علی، قوربان شاعیر(۱۹۱۷-۱۸۹۰)، غلام شاعیر(۱۹۱۱-۱۸۳۱), دؤولت مأمد بال قیزیل(۱۹۱۲-۱۸۵۲)، دوردی شاعیر(۱۹۱۵-۱۸۱۴)، مأمدشاعیر و مرد شاعیر(۱۹۲۸-۱۸۶۸)، ولی شاعیر، کؤچک شاعیر، قاسیم(۱۹۲۰-۱۸۸۱)، نور گؤکی، نوری شاعیر(۱۹۰۳-۱۸۲۷)، آرازمنگلی(در نیمه دوم فرن XVIII در قارری قالا سکونت اختیار میکند!)،

علاوه بر این ها، صاحیپ جمال شاعیر(۱۹۰۰-۱۸۵۵)، تکه شاعیر(۱۹۸۸-۱۸۷۴)، پیرمأمد(۱۹۰۰-۱۸۵۵)، خوجالی ملا(۱۹۱۷-۱۸۶۰)، چاری مأمد(۱۹۱۸-۱۸۶۲)، یاغمیر صوفی، آمان مأمد، وبقیه همه فیمابین دو قرن در تمامی میدانهای ترکمن ها اعم از ترکمنستان در شمال و ترکمن صحرا(اترک-گورگن) در جنوب، شخصیت های مشترک هستند.

بعد از این دوره تحت تأثیر حوادث و رخدادهای تحولات جهانی و با تقسیم و سرکوب این خلق در تاریخ و ادبیات ترکمن در سوی جنوبی مرز با یک دوره رکود ایستایی مواجه می شود. مسکین قلیچ را که جزو شاعران اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میدانند، با مرد شاعر مشهور خوجه نفسی رابطه حسنه دوستی و تبادل ادبی داشته اند. دریکی از نشست هایی که مسکین قلیچ با مرد شاعر داشتند، وی در حین صحبت باشنیدن اعار مرد شاعیر وی را آخرین نماینده ادبیات صناعی ترکمن معرفی می کند و می گوید:”-شما آخرین شاعر دوره ما شدید، بعد از شما همه شاعران مقلد خواهند شد.

مسگین قلیچ مرد شاعیرا:”سن اینگ سونگقی شاعیر بولوپسینگ، سندن سونگقی لار یوماچقی بولارلار!” را اظهار نموده است. بسیار جالب است که این سؤال را طرح کنیم که؛ در آن ایام شاعیر مسکین قلیچ چگونه به وجود آمدن این رکود ادبی پی برده است!؟
دکتر خانگلدی اونق- تورنتور- کانادا

منبع: نشریه مخدومقلی فراغی (۷۰)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.