جدیدترین مطالب
خانه » دایرة‌المعارف » آثار باستانی » نقش اژدها در اساطیر ترکمنی

نقش اژدها در اساطیر ترکمنی

سرگی دمیدف ترجمه از:رحیم کاکایی:

اسطوره شناسی هر ملتی – منبع بی پایان بررسی بسیاری ازسطوح و جنبه های زندگی واقعی آن : مسیر تاریخی، محیط جغرافیایی، گیاهان و جانوران پیرامون، مراحل باورها و تصورات مذهبی ، مراسم ، آداب و رسوم وعناصر زندگی روزمره است.

همه اینها به منطقه ترکمنستان جاییکه با وجود تسلط هزارساله ایدئولوژی اسلامی انعکاس و اثرات بسیاری تصورات باستانی پیش از اسلام حفظ شده است، صدق می‌کند. یکی ازحوزه‌های این بازنمود‌ها و تصورات بین ترکمن‌ها با موجودات اسطوره ای همانند اژدها بسیار مرتبط است.

 

اژدها

باید گفت که درمیان پرسوناژ های افسانه ای ترکمن، درارتباط با جهان حیوانات جایگاه دوم پس ازپرندگان را ، که یک دوجین از آنها وجود دارد، نمایندگان خیالی وافسانه ای خزندگان بالدارتخیلی – مار، اژدهای آپی [افعی اژدها سر- مترجم]، سومسار[سوسمار- مترجم] و آژدارخا [ اژدهای چند سر- مارآتشین- مترجم] و یووخا [ یووحا ] اشغال میکنند .[ یووخا شخصیتی شیطانی که درارتباط با عنصر آب است، مارجادویی که خود را به انسان ( به یک دختر زیبا ) وجانوران دیگر( مانند گرگ) تبدیل می کند- ودربین ترکمن ها وازبک ها نیز رواج دارد.مترجم].
آپی ( افعی اژدها سر)– ماری عظیم الجثه وسمی است. با اصطلاحی که از زبان عربی آمده مرتبط است ، بدون شک نام یکی از مارهای بزرگ واقعی آسیای مرکزی از جمله ترکمنستان است. در شعر کلاسیک ترکمن، از جمله مختوم قلی اصطلاح افعی بطوراستعاره ای برای اشاره به موهای بلند سیاه این یا آن زن زیبا استفاده شده است. تصویر افعی منشاء دیرینه دارد. کافی است گفته شود که دراسطوره شناسی مصر باستان پرسوناژآپوفیس، ماربزرگی که نماد تاریکی وشر ودشمن خورشید راد‌یوم است وجود داشت.
سومسار (سوسمار) – اژدهای افسانه ای که بطورکلی بمثابه پرسوناژ مردمی وفرهنگ عامه برآمد می کند. به احتمال زیاد، نقش نمایندگان واقعی جانوران منشاء واصل آنرا بازی میکردند که گونه های باقی مانده آن بمثابه سوسماران بزرگ حفظ شده است.اگرتصاویر آپی ( افعی) وسومسار(سوسمار) را ازخارج به خاک ترکمنستان آورده بودند، حضور ووجود فولکلوری – ادبی محدود می داشتند، اما، چنین پرسوناژهایی مانند آژدارخا ویووخا، بویژه مقدم برهمه، تا اندازه ای وسیع نه تنها درآثار ملی ومردمی ترکمن وبرخی خویشاوندان آن یا ملتهای همسایه، بلکه درتصورات زندگی آنها مشاهده میشوند.
باید گفت که نظرات عوام، مرتبط با آژدرخا و یووخا بدیهی است که اساس کذب لحظات واقعی را تشکیل میدهد: برخورد افراد با نمونه های مجزای مارها است که توهم آنها را به ظاهر وشکل غیر معمول یا اندازه خود به شگفت می آورد. درحقیقت در مناطق دور افتاده ی ترکمنستان درقرن گذشته به بزرگی بیش از دو متر بطورجداگانه وبصورت فردی مشاهده شده است. بنحویکه حتی واسیلی یان مولف رمان « چنگیزخان» وبرخی آثارعالی دیگر که دیرتر نویسنده ی معروفی شد درسال ۱۹۰۲ در پریاترچ با مار کبرای بزرگی که طول آن آنطورکه بعدا معلوم شد ۲۱۳ سانتیمتر بود روبروشد.
آژدارخا – از اژدر ایران باستان است. براساس روایت ها وافسانه های ترکمن ها آژدرخا درمکان های دشواررس، وطبیعت وحشی بصورت ماری بزرگ که طی مدت زمان طولانی مردم را ندیده وحتی صدای انسان را نشنیده است بصورت زنده درمی آید.عقیده براین بود که با گذشت این مدت زمان ودوره « آزمایشی»، معمولا چهل سال تعیین وبرآوردشده (هرچند گزینه های دیگری هم وجود دارد) مار بتدریج به حجم خود افزوده، بصورت آژدرخا ( اژدها) در می آید و نه تنها حجم واندازه ترسناکی را پیدا میکند ، بلکه درچرخش غیرعادی خود خواص جادویی گرگ را گرفته، ومستعد گرفتن اشکال موجودات مختلف زنده بخود است.
آژدرخا جاها ومحل هایی زندگی می کنند که گنج درآنجا پنهان هستند و اوازآن محافظت می کند. این انگیزه وموتیف بویژه درافسانه ای درباره آژدرخا که مرتبط با مسجد شیخ سید جمال الدین درروستای آناو است و آنچه که درزیرخواهیم گفت دیده میشود. غالبا محل وجای اقامت آن براساس تصورات عوام است. سیمای خاستگاه آژدرخا ایران باستان است. در اوستا کتاب مقدس ایرانیان باستان، ما به آژی ( آجی) – هیولا، اژدها – که مبین دگردیسی شرارت اهریمن است برخورد می کنیم. یکی از چنین آژی ها که شهرت واعتبار خاصی را پیدا کرده، اژدهای سه سر آژی – داهاک،شرکت کننده فعال در مبارزه برای کسب قدرت است. بتدریج تصویر این مار( که نامش مسلما با شکل گیری نام آژدرخا مرتبط است) شکل انسان را بخودگرفت که درشخصیت ضحاک پادشاهِ اشغالگرواصلا عرب استحاله شد. برروی شانه های او به اراده وفرمان شیطان دو مار رشد کردند که روزانه برای خوراک خود مغز دوجوان را مطالبه میکردند. تصویر مار آژی – داهاک درتعابیر وتفاسیر مختلف بعد ها به باورها واعتقادات بسیاری ملت های ترک که به هرحال با جهان ایران مواجه شد، – ترکها، آذربایجانیها، ازبکها، قزاقها، و برخی دیگر منتقل شد. تاریخ نگار ادبیات آذربایجان وترکمنستان ح. کوراوغلی می نویسد– بسیاری از تصاویر حماسه ایرانی، درحماسه اوغوزها وفرزندان آنها آشکارا یافت میشود.
ازقطعات موجود وباقی مانده ، بعنوان مثال، که همپای و به موازات ارواح شیطانی نوع آلباستی [ شخصیت های شیطانی زن دراسطوره شناسی واساطیرترک وبرخی کشورهای دیگر.روح شیطانی که درجاها وساختمان های غیرمسکونی زندگی می کند.در ترکمنی آلباسی گفته میشود.مترجم] – غول یا پهلوانی از زرداخانه اساظیر ترکی – جای زیادی را در اینجا تصاویرموجودات شیطانی پانتئون ایرانی اشغال میکند – پری، دیو، آژدرخا وغیره برای ما آشکارمیشود.
اعتقاد براین است که آژدرخای با تنفس آتشین ازقدرت بلعیدن نه تنها حیوانات مختلف بلکه انسان برخوردار است. درافسانه های ترکمنی حتی درباره ویرانی تمامی روستاها توسط او سخن بمیان می آید. جالب است که در برخی از این افسانه ها موسی پیخامبر(پیامبر) حامی گوسفندداری [موسی پیامبر کتاب مقدس] – شخصیت بسیارقابل احترام درمیان گله داران ترکمن، مطرح و حضوردارد.
اوشجاعانه وبا قاطعیت وارد نبرد با آژدرخا شده وهمواره برنده میشود. دراین میان نقش اصلی را عصای جادویی که ازچوب مقدس درخت زیتون ساخته شده است بازی می کند.موسی سپس آنرا دردرهان باز آژدرخا می اندازد وعصا درگلویش گیر می کند، وسپس ازرحم آژدرخا افرادی که ازبین رفته بودند بطورزنده درحالیکه به گرمی از نجات دهنده و ناجی خود قدردانی می کنند بیرون می آیند.آنگاه عصا مانند جاروب برقی جادویی آژدرخا را بدورن خود میمکد.ضمنا این اژدها آق آژدرخا ( اژدهای سفید ) نامیده میشود برخلاف خود آژدرخا که سیاه ( غارا آژدرخا)خوانده میشد.
تصویر آژدرخا (اژدها) همانند آپی (افعی) همچنین توسط شاعران کلاسیک ترکمن بطورضدونقیض درنگاه اول در معنی مجازی بعنوان « موهای سیاه بلند زن زیبا» بکارگرفته میشود. براساس چنین همانندسازی، بدون شک خصایص خودویژه آژدرخا مانند رنگ وپیچ وتاب خوردگی، خطوط مواج بدن شکل گرفته است.
شاعرطالبی ( سالهای ۱۷۶۶ – ۱۸۴۸ ) به عنوان مثال ندا برمی آورد: « وهم دارم زولپودن، دو آژدارخالی دیلبر» [ وهم دارم اززلف، دواژدهای دلبر]. گذشته ازاین دراینجا ترکیب وآمیختگی این جزییات با ویژگی وصفت مشخصه پرسوناژ اساطیری بعدی – یووخا غیرممکن نیست.
یووخا یا یوخا – عالی ترین مقوله دگرگونی های جادویی ماراست. براساس گزارش برخی آگاهان ما، آقساقغال ها – یاشولی ها ( ریش سفیدان) یووخا میتواند به آژدرخا تبدیل شود، که به یک انسان هشتاد ساله دیده نمیشود،یعنی دوباربیشترازمورد نیاز برای تبدیل ازمارساده به آژدرخا است. انتظار ناگزیر نسبتا طولانی ( ۴۰ – عدد جادویی) ودرعوض به جای این یووخا قدرت وتوان تبدیل شدن به هرچیزی را بدست می آورد. اما بیشترازهمه، خزندگان – گرگ نما [ شخصی که تبدیل به گرگ شود، گرگینه.مترجم] چهره وقیافه یک دختر، زن وپری زیبا روی را بخود می گیرد. یووخا – پری است، که جاذبه جنسی او توجه بسیاری مردان را بخود جلب می کند، ازدواج می کند وبیشتراز چهل روزبا شوهر زندگی نمیکند – آن را می بلعد.
این « خوردن یا بلعیدن» یا بتدریج ازطریق ارضاء نیازهای لجام گسیخته جنسی یا درمعنای مستقیم آن، با تصور« خوردن» روی میدهد ، بدون شک، با خودعنوان ترکی پرسوناژ مورد نظربه عنوان مشتقی از فعل « یووتماق» – « بلعیدن، غورت دادن ودرخود جذب کردن» تطبیق شده است.

نقش اژدها در اساطیر ترکمنی2

( تصویر یوخا )
یکی ازگزینه های کمتر شایعِ نام تصویر« یوودرخا»، صراحت سخن درباره آن است. احتمال میرود و هیچ بعید نیست که ویژگی جنسی پرسوناژ مورد بررسی درزندگی ومعیشت بخش هایی از مردم ( بیشترازهمه دربین زنان یا پیروان متعصب شریعت) که ازتصور منفی نوع زیر است تولید شده است: یووخا زنانی را می نامند که با عشوه گری وخودستایی تلاش می کنند توجه مردان را بخود جلب کنند. تا آنجا که به پری مربوط میشود – نمایندگان اسطوره اهریمن شناسی ایران- دراین صورت دراین مورد آمیختگی مشهود تصاویردومقوله مختلف یا ترکی شدن برخی از این پرسوناژهای ایران باستان روی داده است.
چیزی که هست ، ضمن موافقت با ازدواج ، علاوه برسه خواست ومطالبه اساسی که یووخا – پری مطرح می کند ازترس افشاء سرشت غیر انسانی خود ( بنظر نمیرسد او موهای خود را شانه بزند، زیرا که برای راحتی این امراو سر را برمی دارد؛ آنرا از پشت حتی درلحظات صمیمی وخصوصی نوازش نمی کند ، چونکه آنجا باقی مانده فلس مار پنهان است ؛ از پی اونگاه نمیکند، چون او روی کف پا راه میرود) او باز ، لزوما، دردست داشتن آب برای غسل پس ازنزدیکی خصوصی وصمیمی طلب می کند.
درشرایط زندگی جامعه اسلامی وبدین ترتیب با دستورالعمل شریعت اجرا وانجام بلاانحراف آن درزندگی این گونه نیازها طنین عجیب وتعجب آوری دارد.اما این امر برای شناخت پرسوناژ مورد نظر سرنخی میدهد وبطورتنگاتنگ با عنصر آب مرتبط است.درارتباط با این مسئله باید بخاطر آورد که حامیان، صاحبان نهرها ورود های کوچک بین ترکمن ها« سو– پری سی» هستند، یعنی پری آب و با معادل ترکی «سو ایه سی» [ صاحب آب]همزمان است.
درهم آمیختگی عجیب وغریب عناصر ایرانی وترکی دیوشناسی ( اهریمن شناسی) با الحاقات وضمیمه های سنت های عربی- مسلمانی است ( پس از غسل و وضو یووخا – پری نماز برای الله اقامه کرد ) که در این شیوه بازتاب یافته است. اما نه به الله بلکه، پیش ازهرچیزآنطورکه درافسانه ها گفته میشود، بازگشت قدرت ونیروی سابق یووخا – پری به وجود آب وابسته است و درزمان نزدیکی وصمیمیت او بکاربرده شده که ممکن است به عنوان یک عمل نمادین که با باروری مرتبط است تعبیر کرد. ودر شرایط آب وهوای گرم در آسیای مرکزی باروری بدون مقدار آب کافی غیر ممکن است.
ازاین رو گمان میرود که خلاصی از یووخا – پری و ازبین بردن آن تنها درزمان نزدیکی وصمیمیت یا بلافاصله پس ازعمل وهنگامیکه دور از آب بسر میبرد امکان پذیر است. اسلام نسبت هم به مار وهم به ذات وتجسم افسانه ای مار- اژدها، ضمن «حیوانات ناپاک» شمردن آنها نظر منفی دارد. با این حال درمیراث هنری برخی ملت های مسلمان، پیش از هرچیزدر ژانر مینیاتور میتوان تصاویر ونقش های آنها را پیدا کرد. بعنوان مثال درمجموعه های موزه استانبول توپکاپی پژوهشگر ایتالیایی جووانی کوراتولا درسال ۱۹۷۸، هفتادوهشت کپی چاپی مینیاتوراز فرش ها ،ظروف چینی، مجسمه وجزییات معماری کشف کرد ، که تصویرونقش مارافسانه ای یا موجودات مارمانند مشاهده میشود. آنها اساس بخش « اژدها در هنر اسلام » درمونوگرافی آن بنام « اژدها» را تشکیل دادند.
علاوه براین تاریخ نگار ترکیه بنام احمد یاشاراوجاق، با اشاره به یکی از آثار خود که کیش اژدرها ( آژدرخا)جایگاه مهم وبا اهمیتی را در باورهای پیش از اسلام ودوران پسا اسلام ترک ها دارد، می نویسد که دردولت بزرگ سلجوقیان یعنی مناطق ترکمنستان معاصر پرچم هایی با تصویر ونقش آژدرخا ( اژدها) بکاربرده میشد. با این حال، غیر معمول ترین، به عنوان مثال حتی کاربرد منحصر به فرد وکمیاب تصاویراژدها دربالای مسجد یادشده شیخ سید جمال الدین ( سده پانزده) نزدیک روستای آناو اطراف شهر عشق آباد است. پورتال و اَرک مرکزی این بنای تاریخی عالی از معماری اسلامی، که در زمان زلزله عشق آباد سال ۱۹۴۸ فروریخت ، تصاویر دو اژدهای [ آژدرخا ] بزرگ کاشی کاری شده تزیین کرده بودند.

خرابه های مسجد آناو دراطراف شهر عشق آباد

(خرابه های مسجد آناو در اطراف شهر عشق آباد)

افسانه‌ای درباره آنکه چگونه حیوانات « نجس » در مسجد مسلمانان ظاهرشدند حفظ شده است که مورخ معروف معماری درآسیای مرکزی پ.آ. پوگاچنکووا درپژوهش خود درباره « مسجد آناو» آنرا ارائه می کند. درآن زمینی که دیرتر مسجد ظاهر شد ، درختی رشد میکند که روی آن ناقوسی محکم نصب شده بود. درصورت لزوم درخت را تکان میدادند و به صدای زنگ ناقوس مردمان حاکم محل جمال ( طبق روایتی دیگر – سید جمال حاکم) بیرون می آمدند. با آمدن دوباره به بانگ ناقوس، گردآمدگان دیدند که اژدهایی بزرگ- که درکوه های اطراف زندگی می کند ناقوس را بصدا درآورده است.
اژدهایی که به ناقوس می کوبید گاه به سمت کوه گاه به دو درودگربا تبری دردست که درمیان جمعیت ایستاده اند اشاره می کند.جمال (حاکم) به آنها امر کرد که بدنبال اژدها راه بیفتند. معلوم شد که درگلوی دوست ( دوست دختر) اژدها بزکوهی بزرگی ، هنگامیکه او میخواسته آنرا ببلعد گیرکرده است. بزکوهی درگلوی او با شاخ اش گیرکرده است. درودگران به دهان باز بزرگ اژدها وارد شدند، یکی اره کرد شاخ را، دیگری لاشه بزکوهی را تکه تکه کرد واژدها توانست ازمرگ حتمی نجات یابد. پس از این جریان برای نخستین بار اژدها به درودگران غاری با جواهرات گرانبها نشان داد وپیشنهاد کرد که هرچقدر آنها گنج میخواهند می توانندجمع کنند.
روز بعد هردو اژدها کناردرخت ناقوس دار حضور یافتند ، و برپشته خود انبوهی طلا وسنگ های قیمتی وگرانبها را آوردند و آنها را جلوی پای جمال گذاشتند. جمال همچنین امرکرد که هدایای غنی جهت ساختمان یک مسجد بزرگ وباشکوه، که روی پورتال واَرک آن تصویرهردواژدهای اهدا کننده درج گردد خرج شود. با اژدهای آناو داستان تقریبا غیراسطوره ای پوشیده که درسال های دهه چهل سده بیست روی داد مرتبط است. درسال ۱۹۴۸ عبدالله عسگرف شصت ساله هنرمند – فرشباف کارخانه هنری تحربی فرش عشق آباد ، و بُستان گلد‌یوا فرش باف شانزده ساله جوان به ایجاد یک قالی منحصر بفرد درموضوع وتکنیک اجرا تصمیم گرفتند.
عسگر آقا ( همکاران هنرمند وی اورا چنین می نامیدند) ، که شیفته زیبایی مسجد آناو بود، مجموعه ای از طرح ها را بوجود آورد که همراه با تزیین گل وگیاه، وبا نمای خارجی کاشی کاری شده اثر تاریخی مشهور، روی آن شکلها وهیکل های چند اژدها را استفاده کرد و دروسط طرح هشت تصویر اژدرها راجا داد. این طرح مورد تایید قرار گرفت و شروع به بافتن فرش شد، واین درحالی است که این امر برای صنعت قالی بافی ترکمن – به شیوه ی ناموزون وبرجسته غیرمعمول است.
درپنچ اکتبر سال ۱۹۴۸ هنگامیکه به پایان وتکمیل کارفرش تنها ده تا پانزده سانتیمتر مانده بود،همکاران کارگاه فرش ازپیش با شعف وشادی به بافندگان آن تبریک گفتند. اما درآن شب یک تراژدی روی داد: زمین لرزه ای با نیروی عظیم خود شهرعشق آباد وحومه آن را ویران کرد، به زندگی ده ها هزارنفرمردم ازجمله دو سازنده فرش پایان داد. زیر ویرانه های پورتال واَرک فروریخته مسجد آناونقش ها وتصاویر اژدها ازبین رفتند.اما این تصاویر با تمامی رنگ خود برروی فرش حفظ شدند ، که پس ازمدتی بدست مادر بُستان، آننا بی بی گلد‌یوا و مایا مرادوا دیگر فرش باف ، بپایان رسید. درسال ۱۹۹۴ این فرش منحصربفرد برای ترکمنستان با نقش وتصویر اژدها وارد مجموعه موزه فرش ترکمن درعشق آباد شد.
به موضوع آژدرخای ( اژدهای) آناو به علاقه خاصی که نسبت به آن ازسوی آمریکایی ها نشان داده شد میتوان اشاره کرد. درسال ۱۹۰۴ که حفریاتی توسط باستان شناش آمریکایی ر. پامپِلی انجام گرفت حدود دو مترمربع موزاییک مرتبط با یکی ازاژدها ی یاد شده بدست آمد وبه ایالات متحده آمریکا برده شد. وتقریبا یکصد سال بعد درسال ۲۰۰۲ برای انجام پاکسازی باقی مانده هایی که ازپورتال واَرک فروریخته بوجود آمده اند از آنجا کمک مالی صورت گرفت ، وجستجو‌ها برای قطعات سالم مانده تصاویر اژدها آغاز شد. درنتیجه این مطالعات که چندین ماه بطول انجامید ، بسیاری از چنین قطعاتی یافت شد که فعلا درعشق آباد حفظ میشوند ومنتظر سرنوشت آتی خود هستند.

از وبلاگ قانیم ترکمن دریافت شد.

مارقوش / دایره المعارف جامع ترکمن‌های جهان
www.margush.ir

استفاده از مطالب سایت با قید منبع مانعی ندارد.

یک نظر

  1. دست مریزاد. عالی بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code