جدیدترین مطالب
خانه » دایرة‌المعارف » زبان و ادبیات » معرفی “یوسف حاجب خاص” یکی از عالمان و شاعران بزرگ ترکمن

معرفی “یوسف حاجب خاص” یکی از عالمان و شاعران بزرگ ترکمن

“Ýusup Balasagunly”

مارقوش تورکمن صحرا – آیتکین عطاخانی: یوسف بالاساقونلی از عظماء عالمان و شاعران متأخر به سال ۱۰۱۷میلادی در شهر بالاساقون از ولایات تابعه‌ی دولت ترکمن قاراخانی به دنیا آمد.

وی علوم و فنون زمانه را نزد علماء و فضلاء زاد و بوم خویش آموخت و جدای از احاطه به زبان مادری بر آموختن زبانهای عربی،فارسی، یونانی، چینی و هندی محیط یافت.
شاعر مسلمان علاوه بر باورهای اعتقادی کز ملت مسلمان و ترک زبان به ارث برده بود، توانست جامعیت کلمه ی ایمان را به درستی باز یابد و به فهم عمیق خود از ادیانی چون اسلام،بودیسم و دین های متأثر از اینان روی آرد چنانکه حلیت اختلاف لیل و نهار و حسن و قبح را دریافت و بر صناعت نقد حال بشری إشراف یافت و مفتی خرد را بر ضمیر خویش به سفیری گماشت تا آنجا که به فهم خود از فواید زمانه نیز پرداخت و نظرگاه عقل و دانش خویش را بر سریر دیده به صدارت منظور نشاند.

ýusup-balasagunly (Copy)

شاعر جلیل القدر و بالنده به عقال عقل با خلق اثری جاودانه چون: «قوتادقو بیلیک» (بخت گتیریجی بیلیم: علم سعادت) توانست درجه‌ی حاجب را از آن خود سازد و در ادامه ی راه به کله داری و وزیری قارا بوغرا خان دست یابد کز خانان مسلمان پس از ظهور اسلام می‌باشد. کتاب حجیم و عظیم «علم سعادت» که در اواسط قرن چهارم هجری به رشته ی تحریر در آمده ست چونان سیاستنامه و شاهنامه ای برای تعلیم اصول و آیین کشورداری و مردمداری به خانان می باشد.
کتاب کهن و مطنطن «علم سعادت» با شش هزار و ششصد و چهل و پنج بیت شعر به عنوان اثری بزرگ و سترگ ستودنی ست، شاعر شهیر درین اثر مضامینی چون:تکامل روحی، تهذیب اخلاقی، صبر، قناعت، فلسفه، علم، حکمت، آیین مردمداری، اصول کشورداری، فرومایگی و بلندمایگی فطرت انسانی را به رشته ی تحریر می کشد و هر یک را با واًژگانی ادبی، موزون و قافیه‌مند در قالب مثنوی می‌سراید.

یوسف حاجب خاص در «علم سعادت» چنین می گوید: فروغ علم علما فروزنده ی طریق ارشاد بشری ست و علم بسان شمعی شرربار ماند که به شب ظلمانی به هدایتگری آدمی برخیزد و او را در مسیری سزاوار راهی سازد، و ازین بابت می باید که زیور علم را آراسته به گوهر جان سازیم و مجاور و ملازم مکتب علم و عمل باشیم.
کتاب«علم سعادت» سرآغاز تکوین سیاستنامه در میان ترکمن هاست و یوسف بالاساقونلی به عنوان عالم و شاعری که توانست در علم و ادبیات دنیا چراغی نامیرا فراراه آدمی بیفروزد، بنا به معلومات تاریخی به سال ۱۰۷۷میلادی چشم از جهان فرو بست.

یوسف بالاساقونلی کتاب «علم سعادت» را با نعت رسول اکرم(ص) و خلفای راشدین آغاز می کند و اینگونه به ایفای کتابت شعر پرداخته و به خلق هر آنچه که فکر آدمی را معطوف می داشت می پردازد، این کتاب عالمگیر در عصر معاصر و طی سالهای متفاوت به زبانهای متمایز چاپ یافت و شهرتی شهریار را نثار یوسف بالاساقونلی ساخت مخصوصا نسخه ای که به سال ۱۹۷۱میلادی در تاشکند به زبان ازبکی و ترکی قدیم چاپ یافت؛ و همچنین نسخه‌ی چاپی که به سال ۱۹۹۰میلادی از سویs.n.iwanow به زبان روسی صورت گرفت شاهد مشهودی بر شهرت مشهور این کتاب شهیر می باشد.

ترجمه: آیتکین عطاخانی

برگرفته از:سایت قوللانما ترکمنستان.

۳ نظر

  1. در باب پاره ای افتراقات در ترجمه باید بگویم خوانشی که این بنده از کتاب (علم سعادت) داشتم بر پایه ی«کوتادقو بیلیک» بود اما نگاهی به اصل خوانشی که دیگران ازین کتاب داشتند مرا مجاب ساخت که شاید «قوتادقو بیلیک» درست تر باشد، ضمن اینکه کلمات (قره خانی/ قارا خانی/ قارا بوغرا/ قره بغرا/ و…)صحیح می باشد چرا که لطمه ای به اصل مطلب نمی زند.
    و اگر معنایی و جمله ای زاید در ترجمه ام یافتید بدانید که حدس و گمان شخصی ام نیست و نظری بود که صاحب نظران ازین کتاب در سایتها و کتابها آورده اند.
    با سپاس فراوان.

    • سرکار خانوم عطاخانی
      کتاب قوتاد قوبیلیک مقدم بر بقیه منابع ترک زبانان می باشد. و لازم به ذکره که یوسف حاجب خاص نویسنده قرقیزه نه ترکمن. قابل ذکره که دیوان الغات ترک محمود کاشغری چندین سال بعد از قوتاد قوبیلیک مکتوب شده و این کتاب به عنوان اولین کتاب مرجع تاریخ ترکان محسوب میشه.

  2. آیتکین عطاخانی

    پاره ای از لغات را معنی ساختم:

    تووه لای: گردباد.
    قایا: صخره.
    بوروغون: سرمای سخت سوزنده.
    قیبلار: سرمای سخت.
    جووانک: تگرگ.
    ییلان اورغون: نام کوهی به نام(کوه ماران).
    داغدان: چوبی مقدس از کوهی مقدس مربوط به باورهای عامه.
    آرچا: درخت همیشه سبز کاج.
    سووت: بید مجنون.
    قالغان: سپر جنگی.
    لکرون: کفش زنانه ی چرمی و پاشنه دار.
    توتی: پرده.
    طارم: سقف دایره ای آلاچیق.
    اکز: به کسرالف و کاف ،نی مانند که در سقف سازی منازل باران خیز بکار می رود.
    ییلغین: گیاهی خودرو که بر کنار آب روید.
    افه نک: به کسر الف، به معنی چین برای تزیین پارچه.
    یاب: کانال آب.
    مافرچ: نوعی چمدان قالیچه وار و دستباف کز بخارا می آید.
    اوق یای: تیرکمان.
    باغان یا باغانا: کلاه پوستی.
    یای: خم کردن.
    سورفه: دامن کشان، آویزان.
    بوی: دوشیزه.
    چیغیم یا قیسیم: پنجه.
    دوشلار: استراحت کردن، ترجیحا در تابستان که باد در نیمه ی ظهر از کار می افتد و گرما بیداد می کند، زیر سایه ی درختی به استراحت می پردازند.

    حال فرآورده های لبنی ترکمن را می آوریم:
    سویت-قاتیق-سوزمه قاتیق-چال-قایماق-سارغان-شواد و…
    حال برای نمونه به توضیح شواد می پردازیم:
    شواد: حدود دو کیلو ماست را در ظرفی رو باز ریخته، و مستقیم بر روی آن شیر گاو می دوشیم که یکساعت تبدیل به شواد می شود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.