جدیدترین مطالب

لأله‌لر

grey - لأله‌لرتاریخ و ادبیات – مارقوش – تحول اجتماعی سده ی اخیر، سبب دگرگونی روش زندگی و مشغله های مردم شده است.

با نفوذ رادیو، تلویزیون، سینما و اخیراً دنیای مجازی، هزاران افسانه و شعرهای ناب که در هر کدام از آنها درس زندگی، تلاش، صلح و محبت نهفته بود… (میراث غیرمادی بشریت به نوادگان دلبندش )به دلیل تکرار نشدن، از ذهن ها پاک شد.

تقلید کورکورانه از غرب جای آداب و رسوم قومی و ملی ما را گرفت؛ بنابرین ضروری است که فرهنگ عامه ی مختلف ایران، شناسایی، تدوین و جمع آوری گردد و بخش های مثبت و سازنده ی آنها در جامعه رواج داده شود تا مانع فراموش شدن آنها شویم.

قوم ترکمن یکی از اقوامی است که با پیشینه ی دیرینه و ادبیات شفاهی غنی در این آب و خاک، در کنار دیگر هموطنان خود، در زیر پرچم سه رنگ با صلح و آرامش زندگی می کند. ادبیات شفاهی قوم ترکمن از مباحث و قسمت های مختلف و گسترده ای تشکیل شده است؛ از معروف ترین و دلنشین ترین آنها لأله ها می باشند.

لأله ها اشعاری سوزناک و پر محتوایی هستند که زنان و دختران این قوم سروده اند. در جای جای این اشعار، درسی از تلاش و زندگی، عشق و جدایی، محبت و ایثار نهفته است.

لأله نام دختری است که بنا به اجبار زمانه و تعصبات قومی- طایفه ای، به عقد و ازدواج فردی از ایل غریبه در فاصله های دور در می آید؛ او در فراق و جدایی از ایل، و خانوداه، و دوستان و همبازی های خود اشعار سوزناکی را زمزمه می کند و با آن مویه سر می دهد. با گذشت زمان، ناله های سوزناک او زبان حال سایر دخترکان و نوعروسان رنج دیده می شود و زبان به زبان و نسل به نسل می چرخد و در گذر زمان اشعار دیگر توسط دل سوختگان به آن افزوده شده است؛ در واقع خالقان گم نام این اشعار، تمام نوعروسان و دخترکان ناکام و سوخته دلی است که نتوانستند در برابر کج خلقی های روزگار، قد علم کنند.

آنها در شب های مهتابی بعد از کارهای طاقت فرسای روزانه، گرد هم جمع می شدند و این اشعار را با آهنگ سوزناک و دسته جمعی زمزمه می کردند تا شاید اندکی از آلام و دردهای خود بکاهند.

اشعار لأله حکایت نوعروسان کم سن و سالی است که با وجود سن کم و تجربه ی اندک، بنا به اجبار زمانه از ایل و دیار خود دور افتاده اند و تمام مسئولیت یک خانم خانه از وظیفه ی مادری و بچه داری گرفته تا دیگر کارهای طاقت فرسا مانند قالی بافی، نمد مالی، شیردوشی، برپا کردن آلاچیق، و پختن نان و … برعهدی آنها بود و حق شکایت نداشتند.

دخترکان جدا افتاده از ایل، همچون آهو بره کانی که به دنبال مادر خود می گردند، همیشه و در همه حال به یاد ایل، خانواده و دوستان خود بوده و این دوری و دلتنگی با فرا رسیدن فصل کوچ، به اوج خود می رسید. او تابع ایل جدید خود بود و این ایل هم وابسته به چراگاه و چارپایان خود، در پی این کوچ های مداوم گاه سالیان سال از دیدار خانواده و ایل خود محروم می شد و در حسرت دیدارشان به افق های دور چشم می دوخت و از هر کس و هر چیزی که از طرف ایلش می آمد سراغشان را می گرفت..

«ای پرندگان سفید مهاجر، برایم از ایلم خبر آورید، آیا مردمان ایلم سلامت هستند؟»

لأله ها سوزناک ترین و در عین حال واقعی ترین، تأثیرگذارترین و ظریف ترین قسمت ادبیات شفاهی قوم ترکمن هستند که زنان رنج کشیده در طول تاریخ سروده اند و بیانگر تاریخ پرفراز و نشیب زنان ترکمن می باشد. امیدها، باورها، موقعیت های اجتماعی قبایل، کوچ های اجباری و هجوم ها و یورش ها هر یک به نحوی در لأله ها تجلی یافته است.

اگر داخل چاه عمیق سنگ بیاندازی آن سنگ فرو خواهد رفت.

و اگر دخترت را به ایل غریبه شوهر بدهی دخترت فراموش خواهد شد مادرجان.

آن گاه که سر بوته های پیاز، از هُرم آفتاب پژمرد، بدان که من هم پژمرده شده ام.

و آن گاه که خار شتر در زیر آفتاب سوخت، بدان که من هم سوخته ام مادرجان.

ادبیات شفاهی اقوام مختلف، مختص آن قوم نیست بلکه بخشی از ادبیات جهانی محسوب می شود و به همه از زن و مرد، بزرگ و کوچک و … تعلّق دارد. در ایران بزرگ و پهناور قومیّت ها و گروه های مختلف با فرهنگ عامه غنی در جوار هم زندگی می کنند.

grey - لأله‌لرجمیله عظیمی فعال فرهنگی ترکمنبا بررسی و ثبت فرهنگ های بومی می توانیم با ویژگی های قوم ها، و ملت ها و آداب و رسوم آنها آشنا شویم و این آشنایی، شناخت و درک متقابل را در پی خواهد داشت و نتیجه ی شناخت و درک متقابل، اتحاد و هم دلی بیشتر و بهتر خواهد بود.

نوشته: جمیله عظیمی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code