جدیدترین مطالب
خانه » مقالات » فرهاد توماج: آن‌هایی که دغدغه فرهنگ دارند

فرهاد توماج: آن‌هایی که دغدغه فرهنگ دارند

grey - فرهاد توماج: آن‌هایی که دغدغه فرهنگ دارندتورکمن نیوز – فرهاد توماج – وکیل دادگستری: دکتر علی شریعتی در راه بازدید از اهرام ثلاثه،سنگهایی می بیند در هم ریخته بر روی دخمه هایی که نزدیک اهرام بطور نامنظم پراکنده اند. از بلد میپرسد اینها چه هستند که راه رسیدن به اهرام را دشوار کرده‌اند؟


بلد- در حالی که شوق تعریف از زیبایی و جبروت اهرام را داشت- با بی میلی پاسخ می‌دهد: اینها گور بردگان سیاهی هستند که پنج هزار سال پیش ،هشتصد میلیون سنگ را از فاصله نهصد و هشتاد کیلومتری به قاهره اوردند و روی هم چیدند و بنای ساختند تا اهرام ساخته شود.

شریعتی بر سر این دخمه‌ها می‌نشیند و می‌گرید و می‌گوید: از شما سپاسگزارم برادرانم، برادران مدفونم، من دیدار گورهای شما را ترجیح میدهم به اهرام ثلاثه، چرا که شما اهرام را ایجاد کردید نه فرعون ها.
grey - فرهاد توماج: آن‌هایی که دغدغه فرهنگ دارند


در مثل مناقشه نیست، نه ناز محمد پقه شباهتی به فرعون ها دارد،نه بزرگداشت وی اهرام ثلاثه است و نه بانیان ان تمثیل بردگان سیاهند و تفاوت ایشان از زمین تا اسمان است، تا زمانی که رحمت اله رجایی ها،رحمان قلی توماج ها،اصف نخعی ها هستند سخن گفتن من از سجایای اخلاقی و مهارت های ادبی و اجتماعی ایشان، به مثابه نور فانوس در مقابل روشنی خورشید جلوه گر است .

لکن انچه مرا واداشت تا این مرقومه را بنگارم تجلیل از بانیان برگزاری یازدهمین سالگرد نازمحمد پقه است، چرا که ابایی ندارند در تاریخ نمانند،لکن بیم ان دارند انان که فرهنگ و أدب را اعتلا بخشیدند در تاریخ کم رنگ شوند.

انان که دغدغه ناز محمد پقه را ندارند ،دغدغه ناز محمد پقه ها را دارند تا باز هم بگویند: آری سلطان محمود غزنوی راست میگوید. من هم سر تعظیم فرود می اورم به نشان احترام به این اندیشه.

والسلام

منبع – روزنامه گلشن مهر، ویژه نامه همایش نکوداشت نازمحمد پقه شاعر و روزنامه نگار ترکمن

grey - فرهاد توماج: آن‌هایی که دغدغه فرهنگ دارند

 

 

 

یک نظر

  1. آیتکین عطاخانی

    راقم این سطور به همای بخت بردگان گور اشاره دارد کز زبان دکتر شریعتی جاری ست؛بردگانی که گرچه بار جان ازین دنیا بر بستند لیکن جان بر کارسازی سپردند و برفتند و چه خون ها که بر سرای خونخواره ای چو فرعونان بدادند و گذشتند و گرچه جان بر آنان گریست لیک آنان را خنده از گریه ی جان آمد و گفتند:دنیا را تنها مجال تیر از کمان، و یا فرصت چیدن گل ست و برین آشفته بازار دنیا میاشوب و اشک مریز که در آنسوی و به عقبی، دلکش ترانه ای ست که تو را به بزم خسروان خواند و مژده ی وصل جانان دهد و زلف گره گیر یار ألست به از زنجیر غم سرای پست.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.