جدیدترین مطالب
خانه » دایرة‌المعارف » زبان و ادبیات » سؤال از جمعیت فرهنگی، هنری مختومقلی کلاله در خصوص رسم‌الخط ابدائی جدید/ عیسی ارازلی

سؤال از جمعیت فرهنگی، هنری مختومقلی کلاله در خصوص رسم‌الخط ابدائی جدید/ عیسی ارازلی

قبل از همه، نیت خیر خواهانه و تلاش دلسوزانه اعضای محترم این جمعیت در معرفی شعرا هنرمندان، ادبا و عرفای منطقه بر همگان معلوم و قابل ستایش است. بنابراین آنچه در زیر به عنوان سؤال مطرح می‌شود صرفاً از روی حسن نیت است و بس.

grey - سؤال از جمعیت فرهنگی، هنری مختومقلی کلاله در خصوص رسم‌الخط ابدائی جدید/ عیسی ارازلی

عیسی ارازلی، فعال فرهنگی عضو انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث

سؤال این است که چرا خط و گویش این جمعیت در خیلی از موارد با خط و گویش مختومقلی فراغی مغایرت دارد. تا حدی که مردم با آن احساس بیگانگی می‌کنند.

امید وارم این جمعیت مثل برخی از بانیان رسم الخط جدید این استدلال را به کار نبرد که نسخه‌هایی که پیدا شده هیچکدام دستخط مختومقلی نیستند در حالیکه هیچکدام از ما دستخط و امضای او را نمی‌شناسیم ولی حداقل می‌توان گفت که یکی از آن نسخه‌ها می‌تواند دست خط خود او باشد.

و همچنین می‌توان به صراحت ادعا کرد که بعید است مختومقلی فراغی نام خود را ماغتئم غولئ پئراغی نوشته باشد و اگر اینک زنده بود آنرا تحمل کند. و همچنین بعید است کلماتی مانند: نفس را نپس ـ وفا را و ه پا ـ جفا را جپا ـ شفا را شئپا و یا کتاب را کیتاپ – کباب را کباپ ـ حبیب را حابئپ ـ ادب را ادپ ـ ادبیات را اده بییات – آلیب را آلئپ و همینطور محمود را ماخموت یا ماخمئت ـ مراد را مئرات ـ بغداد را باغدات ـ آد را آت ـ یاد را یات نوشته باشد.

این نوع گویش و نوشتار نه با زبان تاریخی ما موافق است و نه با دستور و قواعد و نه با گویش عمومی ما، بلکه می‌تواند محصول بخشنامه‌های افرادی باشد که در دوران شوروی بتدریج تمام مراکز فرهنگی را قبضه کرده بودند ـ کسانی که سردار قل گلدی منتقد ترکمنستانی در مقاله‌ای تحت عنوان ((نواقص آموزش زبان در ترکمنستان)) که در هفته‌نامه صحرا نیز به چاپ رسید، آنها را افرادی بیگانه با ادبیات و بی‌سواد معرفی کرده و حتی لقب قره لشکر به آن‌ها داده است.
من این سؤالات را در دو سه سال اخیر چند بار به عنوان خواننده در هفته‌نامه صحرا مطرح کردم. سر دبیر محترم این هفته‌نامه وعده داد اگر بانیان این رسم‌الخط این بار جواب ندهند در انتشار آن تجدید نظر خواهد کرد. اما نه کسی جواب داد و نه هفته نامه صحرا به وعده خود عمل نمود.

بنده در آن مقالات توضیح دادم که چرا این رسم الخط مثلا قیر را غئر می‌نویسند. عرض کردم چون در ترکمنستان برای ق از g استفاده کردند پس اگر قرار بود قیر را هم gir بنویسند و گیر را هم gir در آن صورت کلمات بیشماری همشکل از آب در می‌آمد پس بناچار مصوت i را در کلمات حلقی به y تبدیل کردند و قیر را gyr نوشتند و در اینجا هم عده‌ای چشم بسته g را غ و y را به ئ برگردان کردند و قیر را که هیچ مشکلی در خواندن و نوشتن نداشت به غئر تبدیل کردند در صورتیکه همه می‌دانیم ئ در قواعد این نوشتار در کلماتی مثل سوئد ـ سوئز ـ زئیر ـ سئول ـ ونزوئلا و… کاربرد دارد و نمی‌تواند جایگزین ی وسط شود. اگر برای نشان دادن حرف ق آن‌طور که در بسیاری از نقاط دنیا مرسوم است از حرف لاتین q استفاده می‌کردند این وضع پیش نمی‌آمد.

و یا چطور می‌توان شفا را شئپا نوشت در حالیکه می‌دانیم در قواعد گویش ترکمنی حرف پ بین دو مصوت ف تلفظ می‌شود مثل: تافار ـ تافان ـ تافیلدی ـ تافیب که ریشه آنها تاپ است. این از ویژه‌گی‌های زبان ترکمنی است و ترکمن‌ها آنرا اتوماتیک‌وار و بدون مکث بیان می‌کنند و مختومقلی فراغی نیز این قاعده را رعایت کرده است.

شاید مردم از آن جهت در این موارد از ف به جای پ استفاده کرده‌اند چون بیان حرف پ که صامت مطلق است بین دو مصوت مشکل است و باعث اصطکاک بیش از حد و کف کردن دهان و خشک شدن لب‌ها می‌شود. این نوع تسهیل در گفتار در همه فرهنگ‌ها وجود دارد.

حالا فرض کنیم با این کنار بیاییم و تافان ـ تافار ـ تافب را به خاطر ریشه‌اشان که تاپ است تاپان ـ تاپار و تاپیپ بنویسیم اما در مورد نفس ـ وفا ـ جفا ـ شفا و… که نمی‌شود این کار را کرد. حرف ف در این کلمات بطور ریشه‌ای و فی نفسه ف است و این حرف در قواعد این زبان به‌هیچ وجه نمی‌تواند بین دو مصوت پ تلفظ شود. این عده در توجیه این اختلافات می‌گویند؛ ما در ترکمنی ف نداریم.

این ادعای عجیبی است چطور می‌شود هست را نیست تلقی کرد. این به معنای انکار‌گرایی مطلق است. ما زمانی می‌توانیم بگوییم در یک زبان یک حرف وجود ندارد که حتی یک کلمه هم با آن حرف وجود نداشته باشد و گویشورانش در تلفظ آن مشکل داشته باشند.

مثلاً در عربی حروف گ یا چ وجود ندارد و عرب‌ها آن را ج، س و یا ش تلفظ می‌کنند. با وجود این نمی‌توان به این بهانه در صورت نیاز مانع بکارگیری حرف پ در عربی شد. اما ترکمن‌ها که مشکلی در بیان ف ندارند. اتفاقاً چنانکه گفتیم آن‌ها حرف پ را بین دو مصوت ف تلفظ می‌کنند و این مسبوق به سابقه است. از آن گذشته بعضی لغات هستند که با ف بیان می‌شوند و فقط ترکمن‌ها آنها را مورد استفاده می‌دهند، مانند:

اوفله‌مک ـ چوفله‌مک ـ کوفریمک ـ کوفیک ـ اوفلویک. حالا شما کوپله‌مک و چوپله‌مک به معنای جمع شدن و جمع کردن را در مقابل اوفله‌مک و چوفله‌مک در نظر بگیرید معلوم خواهد شد که این حرف بصورت متفاوت در زبان ترکمنی وجود دارد.
علاوه بر این باید واقع‌بین بود. ترکمن‌ها از دیرباز حتی از قبل از اسلام با فرهنگ فارسی و عربی ارتباط داشته‌اند. آن‌ها همان‌طور که از خواندن کتب ترکمنی لذت می‌برند از خواندن مستقیم آثار سعدی، حافظ، مولوی و خیام … و یا قرائت قرآن لذت می‌برند و کسب معرفت می‌کنند.

اگر ما طرز نوشتار کلمات را در این نوشتار عوض کنیم همانطور که بانیان این رسم الخط در دفترچه مصوب خود در صفحات ۵۳ و ۵۴ پذیرفتند اغتشاش ذهنی بوجود خواهد آورد. به نظر می‌رسد این دوستان آنقدر نوگرا هستند که همه چیز حتی سخنان چند لحظه پیش خود را نیز کهنه می‌بینند و آنها را قبول ندارند.

مسئله‌ای که در تدوین هر موضوعی حائز اهمیت است رعایت سیکل منطقی است. یک چیز مدون نمی‌تواند در بر گیرنده تناقض باشد. متاسفانه دوستان ما این اصل را رعایت نمی‌کنند. در توجیه ماخموت یا ماخمئت می‌گویند ما از بچگی محمود را از اطرافیان خود این گونه شنیدیم. اما از طرفی توجه ندارند آیا اطرافیانشان مثل آن‌ها کلماتی مثل نفس و شفا را نپس و شئپا، و یا اوقیدی و ساویدی را اوقادی و ساوادی می‌گویند. چرا این‌ها را بر اساس تلفظ مردم نمی‌نویسند.

شما در هیچکدام از آثار گذشتگان به چنین نوشتاری بر نمی‌خورید. و یا می‌گویند ما کلمات را با فنوتیک می‌نویسیم و از قربان ایراد می‌گیرند و می‌گویند واوش کو؟ و بعد آن را غوربان می‌نویسند اما خودشان کلماتی مثل قر را غئر، و قیر را هم غئر می‌نویسند. در صورتیکه این دو هم از نظر تلفظ و هم از نظر معنا با هم متفاوتند. این فقط یک نمونه است.

این تصور را باید رها کرد که یادگیری عربی، فارسی و زبان‌های دیگر مانع یادگیری زبان مادری می‌شود. مگر نسیمی ـ مختومقلی ـ ملانفس، مسکین قلیچ، کمینه و … فارسی و عربی بلد نبودند؟ بعضی از آن‌ها حتی به عربی و فارسی شعر سروده‌اند و در عین حال بهترین آثار به زبان ترکمنی خلق کرده‌اند. اما کسانیکه با سلیقه‌ها و انگیزه‌های بی‌ربط در اوایل قرن بیستم به بهانه‌های مختلف همه چیز را عوض کردند چه نتیجه‌ای گرفتند؟

آنها اکنون نه تنها قادر به ارائه آثار خوب نیستند بلکه از لغات عربی و فارسی هم به بدترین شکل و در معنای ناصحیح آن استفاده می‌کنند.

اردیبهشت ۱۳۹۳، ماه نکوداشت سعدی و مختومقلی فراغی را سپری کردیم. اگر در ادبیات فارسی، زبان و خط سعدی بعد از ۸۰۰ سال همچنان زبان معاصر است، چرا باید خط و زبان مختومقلی تنها بعد از ۳۰۰ سال تا این حد با زبان معاصر مغایرت داشته باشد در حالیکه همه او را پدر ادبیات نوین ترکمن می‌شناسند؟

عیسی ارازلی

دریافت از : سایت دانشجویان و دانش‌آموختگان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.