جدیدترین مطالب
خانه » دایرة‌المعارف » خرافه پرستی و آسیب‌های آن در ترکمن صحرا

خرافه پرستی و آسیب‌های آن در ترکمن صحرا

خرافه پرستی و آسیب‌های آن در ترکمن صحرا

عبدالمناف آق ارکاکلی:

اسلام دینی آسمانی که با توجه به شیوع گسترش آن چه در صدر اسلام و چه در سده های بعدی شاهد افکار و عقاید متفاوتی در درون خود بوده است؛

اسلام در هر منطقه ای که راه پیدا کرده به دلیل تطابق بی نظیر آن با ادوار مختلف تاریخ و مسائل اجتماعی خود را از تعرضاتی که به دیگر ادیان که اصولا توسط پیروان آن ادیان به آنها وارد می شده و دچار تحریفات اساسی می گشته مصون داشته و به دست ما رسانده است از مثال های صریح می توان به مسیحیان اشاره نمود که عیسی را پسر خدا خواندند و می دانند؛ کتاب انجیلی در دست نیست جز کتاب هایی که شاهد تناقض هایی بی شمار در آن هستیم؛ ولیکن اسلام با قرآنی که هیچ گاه تحریف نشده و به وعده ی پروردگار تحریف نخواهد شد و با احادیث پیامبر و بزرگان دین که با سختی ها و رشادت ها به دست ما رسیده خود را از عقاید واهی در امان نگه داشته است؛البته کج فهمی هایی نیز در طول تاریخ اسلام علی الخصوص تاریخ معاصر در میان مسلمانان به وجود آمده است که با توجه به افکار و ذات انسانها امری بدیهی و غیر قابل انکار است؛ منطقه ی ترکمن صحرا با مردمانی روشن ضمیر که بدون هیچ گونه مقاومتی به دین اسلام روی آورده و به نام ترک ایمان مفتخر شدند همواره مردمانی دین دار بوده اند؛ متاسفانه در عصر حاضر بعضی از افراد که لباس هایی مقدس بر تن دارند و عناوین مختلفی در جامعه چون آخوند؛ ملا؛ اولاد؛سید و… را به خود داده اند از این خصلت و سادگی مردم بی سواد و زنان ترکمن به نفع خود سود می جویند؛اولین آیاتی که بر پیامبر نازل شد به نام علم مزین شد(اقرا باسم ربک الذی خلق) و سخنان ارزشمندی از پیامبر و بزرگان دین در باب علم به یادگار مانده است؛ در قرن بیست و یک سخنان و اعمالی دیده می شود که تداعی کننده ی اعراب جاهلی و پاپ های جاه طلب قرون وسطی است؛ توصیه های دین مبین اسلام پاره ای از موارد چنان بر باد فراموشی سپرده می شود که جای تاسف دارد؛ فالگیر ها و رمال ها با افکار و روش هایی دروغین که گاهی اوقات بسیار خنده آور می باشندمردم بیچاره و عامی را فریب می دهند تا سکه ها را به حساب خود واریز نمایند تا جایی که گاهی اوقات منزل یا محل کار یک فالگیر در ترکمن صحرا از مطب دکتر شلوغ تر می باشد؛ بعضی افراد از آینده و گذشته ی افراد خبر می دهند؛ بعضی بچه دار می کنند؛ بعضی دیگر بخت خوابیده ی دختران و پسران را باز می کنند و امثال مشابه دیگر که از حوصله ی متن خارج است؛ روش ها و کلماتی هم که به عنوان درمان به افراد داده می شود و به عنوان دعا در میان اجتماع ترکمن ها از آن یا د می شود اساسا بی معنی است و هیچ گونه پشتوانه ی علمی و دینی ندارد ویا با اسرار جن سر و کار دارد؛سادگی بعضی از مراجعه کنندگان به حدی مشهود است که باید نشست و به حال خود گریست؛ چرا فالگیرها مردم را به کناره گیری از اجتماع دعوت می کنند در حالی که از نظر دینی و علمی این امر خود منشا بسیاری از بیماری های روانی است؛ چرا مردم باید گل بخورند یا در فلان روز از خانه بیرون نروند تا چشم نخورند؟ و هزاران سوال بی پاسخ دیگر. عبدالمناف آق ارکاکلی:اسلام دینی آسمانی که با توجه به شیوع گسترش آن چه در صدر اسلام و چه در سده های بعدی شاهد افکار و عقاید متفاوتی در درون خود بوده است؛ اسلام در هر منطقه ای که راه پیدا کرده به دلیل تطابق بی نظیر آن با ادوار مختلف تاریخ و مسائل اجتماعی خود را از تعرضاتی که به دیگر ادیان که اصولا توسط پیروان آن ادیان به آنها وارد می شده و دچار تحریفات اساسی می گشته مصون داشته و به دست ما رسانده است از مثال های صریح می توان به مسیحیان اشاره نمود که عیسی را پسر خدا خواندند و می دانند؛ کتاب انجیلی در دست نیست جز کتاب هایی که شاهد تناقض هایی بی شمار در آن هستیم؛ ولیکن اسلام با قرآنی که هیچ گاه تحریف نشده و به وعده ی پروردگار تحریف نخواهد شد و با احادیث پیامبر و بزرگان دین که با سختی ها و رشادت ها به دست ما رسیده خود را از عقاید واهی در امان نگه داشته است؛البته کج فهمی هایی نیز در طول تاریخ اسلام علی الخصوص تاریخ معاصر در میان مسلمانان به وجود آمده است که با توجه به افکار و ذات انسانها امری بدیهی و غیر قابل انکار است؛ منطقه ی ترکمن صحرا با مردمانی روشن ضمیر که بدون هیچ گونه مقاومتی به دین اسلام روی آورده و به نام ترک ایمان مفتخر شدند همواره مردمانی دین دار بوده اند؛ متاسفانه در عصر حاضر بعضی از افراد که لباس هایی مقدس بر تن دارند و عناوین مختلفی در جامعه چون آخوند؛ ملا؛ اولاد؛سید و… را به خود داده اند از این خصلت و سادگی مردم بی سواد و زنان ترکمن به نفع خود سود می جویند؛ اولین آیاتی که بر پیامبر نازل شد به نام علم مزین شد(اقرا باسم ربک الذی خلق) و سخنان ارزشمندی از پیامبر و بزرگان دین در باب علم به یادگار مانده است؛ در قرن بیست و یک سخنان و اعمالی دیده می شود که تداعی کننده ی اعراب جاهلی و پاپ های جاه طلب قرون وسطی است؛ توصیه های دین مبین اسلام پاره ای از موارد چنان بر باد فراموشی سپرده می شود که جای تاسف دارد؛ فالگیر ها و رمال ها با افکار و روش هایی دروغین که گاهی اوقات بسیار خنده آور می باشندمردم بیچاره و عامی را فریب می دهند تا سکه ها را به حساب خود واریز نمایند تا جایی که گاهی اوقات منزل یا محل کار یک فالگیر در ترکمن صحرا از مطب دکتر شلوغ تر می باشد؛ بعضی افراد از آینده و گذشته ی افراد خبر می دهند؛ بعضی بچه دار می کنند؛ بعضی دیگر بخت خوابیده ی دختران و پسران را باز می کنند و امثال مشابه دیگر که از حوصله ی متن خارج است؛ روش ها و کلماتی هم که به عنوان درمان به افراد داده می شود و به عنوان دعا در میان اجتماع ترکمن ها از آن یا د می شود اساسا بی معنی است و هیچ گونه پشتوانه ی علمی و دینی ندارد ویا با اسرار جن سر و کار دارد؛سادگی بعضی از مراجعه کنندگان به حدی مشهود است که باید نشست و به حال خود گریست؛ چرا فالگیرها مردم را به کناره گیری از اجتماع دعوت می کنند در حالی که از نظر دینی و علمی این امر خود منشا بسیاری از بیماری های روانی است؛ چرا مردم باید گل بخورند یا در فلان روز از خانه بیرون نروند تا چشم نخورند؟ و هزاران سوال بی پاسخ دیگر.
به گفته های دختر بیست ساله ترکمن توجه نمایید: عاشق پسری شده بودم و وی را دوست داشتم و او نیز مرا دوست داشت؛ عشق ما از آن عشق های آتشی نبود بلکه عشقی بر مبنای عقلانیت بود ولیکن خانواده ام مخالف بود مرا پیش دعانویسی برد که لباس آخوند برتن داشت وی هفت لیوان دعا به من داد و گفت هر روز یک لیوان به او بدهید تا بنوشد؛ هر روز از نوشیدن لیوان ها امتناع می کردم ولی هر روز خواهرم مرا به زمین می خواباند و با زور لیوان را در دهان من قرار می داد و ناچار می نوشیدم آخر به حدی از دیوانگی رسیدم که عشق پاک یادم نماند و با پسری دیگر مبنای عاشقی ریختم و الان که ازدواج نمودم آن جفاها و کسی که مرا بیشتر از خودم دوست داشت یادم نرفته است؛ براستی چرا اینگونه ایم؟
چرا دختران جوان ما برای باز شدن بخت و اقبال خود باید دست یک نامحرم را ببوسند؟
چرا فالگیرها با آبروی روحانیون عزیز و ترکمنها بازی می کنند؟ و هزاران چرای دیگر.
لباس های مقدس که بعضی از حضار بر تن می کنند باعث فریب بیشتر مردم بیچاره می شود چرا که این مردم می گویند فلان آخوند؛ ملا و … شفا می دهد و نامی از خدای ارحم الراحمین نیست؛ در این نکته که بسیاری از روحانیون عزیز بدون هیچ گونه چشم داشت مالی برای خلق خدا دعای خیر می کنند شکی نیست ولیکن بعضی از مبالغی که گاهی اوقات دریافت می شود جای سوال دارد؛ چرا زنان قوم ترکمن باید دست رنج چند ماهه ی خود بر روی دار قالی را که از اجداد آنان با خون و دل خوردن به دست آمده تقدیم افرادجاه طلب نمایند؟ در روانشناسی اثبات گردیده که اگر کسی با ذهنیت قبلی به این نکته که کاری صحیح است یا به نتیجه می رسد کاری شروع نماید در صورت شکست نیز نوعی پیروزی در خود احساس می کند یا شکست در نظرش کوچک می آید و این امر به دلیل تلقینی است که از قبل به خود داده است و یا بالعکس و مراجعه کنندگان به این افراد(فالگیرها و رمال ها که در اجتماع ترکمن صحرا از آنان به عنوان دعا نویس یاد می شود) از این قاعده مستثنی نیستند؛بعضی از افراد نیز بر علیه همدیگر فال بد می زنند که وی با زنش سازگار نباشد؛ نتواند کار کند و…که کاری بسیار زشت و قبیح می باشد وبه فرموده ی پیامبر اکرم(ص):فال بد زدن شرک است حال چرا تن به این افراد می دهیم الله و اعلم؛ حال باید دید این افراد اصلح ترند یا افرادی که در تحصیلات کلاسیک دانشگاهی دارند و مهارت و تجربه ی کافی را در دانشگاه اندوخته اند؛ دین عاملی است قوی برای تحکیم ارزش های انسانی ولیکن همین دین آسمانی در عصر حاضر( به وسیله ی رمال ها)وسیله ای برای کلاهبرداری شده است چاره چیست؟ چاره را باید در بالا بردن سطح تفکرات ترکمن ها جستجو کرد؛ در اجتماعی که از دواج های تحمیلی به چشم می خورد و گاهی اوقات کوچکترین حق زن به او داده نمی شود چه انتظار دیگری می توان داشت؟ در جامعه ای که افراد فعال و روشنفکر هر کدام به سویی می تازند چه انتظاری می توان داشت؟ در جامعه ای که سخن جوانان به صرف سن و سال آنها ولو درست به دیوار کوبیده می شود چه انتظاری می توان داشت؟ در جامعه ای که افراد سنتی و محصلین دید منفی به همدیگر دارند چه انتظاری می توان داشت؟
درد ترکمن صحرا غم نان نیست درد ترکمن صحرا غم فرهنگ است؛ باید کوشش نمود با بالا بردن سطح سواد و آگاهی اینگونه اعمال را از جامعه ریشه کن نمود؛ اعمالی که نتیجه ای جز جهل ودین گریزی برای ترکمن صحرا نخواهد داشت؛ صاحب قلم پیشنهاد می کنم فرهنگیان و روحانیون نشستی داشته باشند و اینگونه موارد را مورد بررسی قرار دهند و تلفیقی از علم و دین داشته باشند نه تلفیقی از علم یا دین با افکار خود که خطرناک ترین روش در اجتماع تحمیل افکار خود بر رویدادهای اجتماعی است؛ از مسئولین ذیربط انتظار می رود با شیادان فالگیر در منطقه برخورد بسیار جدی و قاطع شود تا عبرتی برای دیگران شوند هرچند که ما هروقت عبرت شدیم عبرت می گیریم؛ اجرکم عندالله.
در آخر باید به این رمالان؛فالگیرها و جادوگران باید گفت: دزد سرگردنه باشید نه دزد علم خیر.

منبع:
سایت : فرهنگی و اجتماعی ؛ عصر مدنیّت www.madanyat.ir

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.