جدیدترین مطالب
خانه » دایرة‌المعارف » تاریخ » ترکمن‌ها پس از مرگ نادر

ترکمن‌ها پس از مرگ نادر

grey - تركمن‌ها پس از مرگ نادر      ترکمن‌ها بعد از مرگ نادرشاه افشار

بعد از مرگ نادر محمد حسن خان با جمعی از ترکمنها به استراباد حمله کرده و آنجا را متصرف شد و مقر حکومت خود نمود و سپس تمام مازنداران را متصرف گردید ولی در حین پیشروی با نیروهای کریم خان زند برخورد نمود و ظهور کریم خان مانع پیشروی خان قاجار شد و نتوانست یک جکومت قدرتمندی را ایجاد نماید.

شمیم می‌نویسد: «از جمله اقدامات محمد حسن خان قاجار ] پس از مرگ نادر[ عقد پیمان دوستی و اتحاد با سران ایلات یموت و ترکمانان گوگلان بود که دیرزمانی با ایل قاجار سرکینه و دشمنی داشتند. خان قاجار با تدبیر و سیاست ملایم خود از اجتماع و اتحاد ترکمانان در گرگان قدرتی بوجود آورد که اگر حوادث ایران مرکزی و قوت گرفتن ایل زند و هواداری اکثریت مردم از حکومت زندیه پیش نمی‌آمد موفقیت او در احراز مقام سلطنت ایران قطعی بود ولی تلاش و کوشش خان قاجار در برابر قدرت زندیه بجائی نرسید» .
ترکمنهاکه تهور جنگجویی آنها در طول تاریخ بسیاری از قدرتمندان زمان را جذب می‌کرد با احمد خان ابدالی (درانی) نیز روابطی داشتند. پس از مرگ نادرشاه که یکبار دیگر ایران در وضعیت آشفته‌ای قرار گرفته بود سرداران وی در پی حذف همدیگر و رسیدن به قدرت و زمام پادشاهی برآمدند. از آن جمله علیقلی‌خان و سپس برادرش ابراهیم شاه. کریم خان زند، و احمد خان ابدالی می‌باشد. دشمن دیرینه نادر شاه افشار یعنی محمد حسن‌خان که شرحش گذشت، با ترکمنهای یموت و گوگلان روابط حسنه ای برقرار نمود و نیروی بزرگی را پایه‌گذاری کرد که بعد‌ها به رهبری فرزندانش منجر به تشکیل حکومت قاجاریه گشت.
یکی از سرداران نادرشاه که خواست با ترکمنها روابط ایجاد نماید احمد خان ابدالی است. گلی می‌نویسد: «هنگامی که نادر در فتح آباد قوچان توسط گارد محافظش کشته شد یکی از سرداران افغانی او به نام «احمد خان ابدالی» برای کسب قدرت و ایجاد افغانستان (مستقل) راهی آن دیار می‌شود و چون مشکلات زیادی او را در بر‌گرفت ترکمنها را که هم کیش و هم مذهب خود بود به کمک طلبید و نامه‌هایی به سران گوگلان و یموت ترکمنان فرستاد که دو عدد نامه در کتاب مطلع الشمس منیع‌الدوله آمده است که از متن نامه‌ها چنین استنباط می‌شود که نامه به خدمت محمد ولی خان، امان لیق خان، خواجه حسن اون بیگی ، آدینه قلیچ دودرغه گوندوغدی، چالیش خان، چرکز اون بگی، دولت علی، آنا محمد مصطفی، شیر محمد، سلیمان، منگلی خان، عوض گلدی، اوروس عالی، دولت محمد آزادی پدر مختومقلی فراغی، قره حسن، آدینه گلدی اون بگی نوشته می‌شود و چاودیرخان رئیس طایفه گوگلان به کمک وی می‌شتابد. احمد خان درانی در این نامه‌ها می‌نویسد: «حال محیط ایران طوری است اگر چنانچه احدی برود اهل سنت آن را میان خود راه ندهد و چنانچه قزلباشهای صفوی به جان شما و ما افغان‌ها افتاده است، ولی حال که قلعه مشهد را در محاصره داریم و ان‌شاءالله تعالی همینکه قلعه فتح شد گویا کل ایران به تصرف آمده است آن عالیجاهان آگر چنانچه از راه غیرت دین مبین وارد شوند و قشون و سوداگر بیاید مانع نداریم هم سود دنیاست و [هم] نفع آخرت ولااینکه الحمدلله تعالی بندگان اقدس را محتاج به قشون نیست. مگر تکلیف دین که همگی غیرت را نموده باهم متفق شویم» . در نامه دیگری احمد خان به سران ایل گوگلان می‌نویسد: «افراد خود را مسلح داشته باشند تا بعد از تمام شدن زمستان و عید نوروز شما را خواهیم خواست و در بهار، آن عالیجاهان غازیان تحت خود را برداشته به امیدواری تمام روانه اردوی معلی و به حین حرکت چگونگی روانه شدن با قشون‌های تحت خود را بررسی کنند» .
خوانین ترکمن دعوت احمد خان را اجابت می‌کنند و لشگری را برای کمک به وی به خراسان و افغانستان گسیل می‌دارند. از جمله عبدالله فرزند دولت محمد آزادی (برادر مختومقلی فراغی) که در این جنگ مفقودالاثر می‌شود.
درعصر کریم خان زند نیز ترکمنها در جنبش‌های محمد حسن خان قاجار شرکت کردند و باعملیات برق‌آسا خان زند را در حوالی گرگان شکست سختی دادند بطوری که کریم خان گرگان را ترک گفته به اصفهان برگشت.
در این جنگ که کریم‌خان با سپاهی انبوه از لر و ایلات اصفهان و بختیاری به استراباد حمله نمود شکست سختی را از ترکمنها متحمل شد و ترکمنها بسیاری از آنها را کشتند و بسیاری دیگر را به اسارت درآوردند. کریم خان چون آثار امور خود را بسیار بد دید و بی‌پروایی ترکمنها و سایر قشون محمد حسن خان را مشاهده نمود بسیاری از مهمات ازجمله توپ و زنبورک و … را بر جای گذاشته و عقب‌نشینی نمود.
بنا به نوشته مولف رستم التواریخ «به قدر دوازده هزار نفر از قشون کریم خان اسیر ترکمانان یموت و گوگلان گردیدند وایشان دست بسته بجانب قبه‌الاسلام بخارا و سمرقند و اورگنج و خجند و سایر بلاد و شهرهای ترکستان بردند و بنده‌وار فروختند» .
شمیم درباره جنگ بین خان زند و خان قاجار نوشته است: «اولین برخورد قوای خانها در شمال طهران به شکست محمد حسن‌خان منتفی شد ولی در گرگان قوای ذخیره و نیروی دفاعی خان کار سپاهیان زند را دشوار ساخت و پس از چند ماه که از محاصره گرگان گذشت روحیه سپاه زند متزلزل شد و هنگامیکه چابک‌سواران یموت بامر محمد حسنخان از پشت سر، اردوی زند تاختند و رابطه اردو را با مرکز آذوقه و قوای ذخیره قطع کردند خان قاجار از گرگان خارج شد و بر سر سپاه زند تاخت و در آن میان شاه اسمعیل سوم با اطرافیان خود که در قلب سپاه زندیه به جای داشت به اردوی خان قاجار پیوست و کریم‌خان بدون مقاوت زیاد گرگان را رها کرد و به اصفهان بازگشت و از این برخورد به اهمیت نیروی قاجاریه و خطری که از جانب شمال حکومت او را تهدید می‌کرد واقف گردید» .

مختومقلی فراغی شاعر نامدار ترکمن که خود شاهد این جنبش بوده است درباره آن شعری می‌سراید:

سور فتح سردار اوغلی گلدی وقت
ینه بودوران عالی سیزینگدور
داغ کمین ترپنمز دریادک دونمز
یموت گوگلنگ اهلی ایلی سیزینگدور

ترجمه: ای پسر فتح‌علی خان، قیام کن که این دوران عالی از آن توست. به مانند کوه مقاوم و مانند دریا استوار باش. ایل یموت و گوگلان در کنار توست .
کریم خان زند پس از شکست از ترکمنها و قاجارها تصمیم به قلع و قمع آنها و قطع نفوذ محمد حسن خان گرفت و جنگ دیگری را با خان قاجار براه انداخت اما در این جنگ کریم خان خود در تهران توقف نمود و شیخ علیخان زند را با لشکری گران به مازندران فرستاد. در آن جنگ محمد حسن خان دستگیر و سر از تنش جدا شد.
شمیم می‌نویسد: «هنگامیکه سردار زند در تهران بود خان قاجار دامغان را رها کرد و عازم گرگان شد تا از آخرین پایگاه جنگی خود دفاع کند و در نزدیکی اشرف مازندران با سپاه زندیه روبرو شد و شکست خورد با یأس و نومیدی بطرف گرگان روی آورد» .
محمد حسن‌خان بعد از شکست از کریم خان زند بدست محمد علیخان دلو از سران یوخاری باش ایل قاجار کشته شد و سرش به سردا زند تسلیم شد.
بعد از این شکست و متواری شدن لشکریان آقا محمد خان که هفده ساله بود و حسینقلی خان که ده یازده ساله بود به همراه سه چهار نفر از دخترعموهایشان در معیّت محمد خان ـ که عموی پدرشان بود ـ از ترس انتقام‌جویی و کشتار تیره رقیبشان دولو به سوی پناهگاه سنتی طایفه در دشت قبچاق، که اصولاً چراگاه شمالی ترکمنها در استراباد محسوب می‌شد گریختند.
شمیم در این مورد می‌نویسد: «پس از آن واقعه خاندان محمد حسن‌خان اعتبار و حیثیت سیاسی و نظامی خود را در گرگان از دست دادند و پسران خان از ترس انتقام سران یوخاری‌باش به ترکمانان دشت پناه بردند «۱۱۷۲ هـ .ق)».
پناه بردن فرزندان خان قاجار به ترکمنها برایشان تازه‌گی نداشت. زیرا همواره پدران آنها در موقعیته‌ای وخیم به ترکمنها پناه می‌آوردند. بطوریکه صحرای ترکمن پناهگاه سنتی قاجارها بوده است. از آن جمله پناه بردن فتح‌علیخان قاجار است که شرحش گذشت و نیز پناه بردن محمد حسن خان قاجار در هنگام شکست از نادر، مولف تاریخ محمدی در این مورد می‌نویسد: «چون هر یک از طایفه قاجاریه استراباد از آباء و اجداد به سبب همزبانی و قرب مکانی با طایفه ترکمانیه آشنا و خانه یکی می‌بوده، در هنگام شت ورخاء رفع ضرورت از آنها می‌نموده‌اند».
و اما در حین جنگ دختر محمد حسنخان به اسارت خان زند افتاد و کریم‌خان زند او را به زنی گرفت تا با این هدف خاندان محمد حسن خان را نسبت به خود رام نگهدارد و پسران محمد حسن خان پس از یک کوشش بیهوده برای جمع‌آوری لشکر سرانجام به علت وابستگی سببی که با پادشاه زند داشتند به کریم‌خان زند پناه بردند و در آنجا اقامت یافتند تا مرگ کریم‌خان زند و فرار و قیام آقا محمد خان قاجار.

طاهر سارلی
پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ ترکمن

یاشار نیازی/ مارقوش ترکمن صحرا

www.margush.ir

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.